بایگانی برای اکتبر ، 2008

4
اکتبر

مکالمه با یک دوست

VoGE در : نوشته شده توسط معنویت ، VoGEisms

من تا به حال یک گفتگو با یک دوست قدیمی و عزیز روز دیگر. قلب او با جهان او اطراف او را دیدم مشکل بود. ایمان او به او یک نوع از قدرت ، اما آن را نیز او را از امید دزدیدند. او فروخته شده است «بهشت در آسمان" و که همه چیز را در مورد این دنیا بد و فاسد بود متقاعد شده بود.

قلب من ached برای او به عنوان متوجه شدم کمی او زمین مادربزرگ و شگفتی های او می دانستند.

مرد خانواده ، در مورد دیگران صادق و دلسوز ، او با چشم انداز وحشتناکی است که چشم او را پر و تلویزیون خود... اعمال ظالمانه از مردان همکار خود را... واقعیت های خشن از جهان نامتعادل خالی از سکنه بود. به عنوان کلمات خود را گشوده دیدم شیارهائی از درد که به قلب او اچ توسط تجارب منفی شده بود.

من نگرانی های مشترک خود ، اما اضطراب و افسردگی خود را ، در نظر من ، این است که تصور می شود محل انتقال و تغییر... فرصت برای رشد به عنوان یک انسان معنوی! تنها از طریق گرما از فولاد می تواند تبدیل شدن به خو و قوی است. این جهان اثبات روحانی زمین پر با بذر هر دو جهنم و بهشت ​​است. این است که برای هر کدام از ما تصمیم می گیرید که شکوفا و در قلب خود ما رشد می کنند.

من سعی کردم برای انتقال به دوست من ارزانی زمین مادربزرگ سند چشم انداز شگرف بر روی کسانی که به سادگی نگاه... پرورش نوزادان بهار ، بالدار ، باردار ، مدرج ، و برهنه... تجمع از رنگین کمان در سراسر زمین به عنوان شاخه های برهنه به جشن پشت سر هم... منظره بسیار جذاب از طلوع آفتاب ، در آوردن با آن یک روز کامل از امکانات دیگر هنوز کشف نشده... اما ، ذهن خود را به این شگفتی ها بسته شد و به او شادی کمی آوردند. مانند یک مرد سوار به عقب بر روی یک اسب ، او را دیدم تنها rutted ، crapped در مسیر پشت سر او.

او به کتاب مقدس خود را مانند یک سپر در برابر همه درد چسبیده. اما در این روند او نیز مسدود نور شفا خالق!

من ترک دوست من دانستن که من تا به حال به او نرسیده است. لبخند فراق ضعف او به من گفت که به تصور او برخی از احمق opto - عارف را به من با سر من در ابرها. همانطور که من اندیشیدم همه ما با یکدیگر به اشتراک گذاشته شده بود ، دعا و نماز برای ما هر دو در واقع همان تکرار از طریق روح من...

"خالق ، باز کردن قلب ما است که ما ممکن است احساس کنند... امکانات در هر لحظه... معجزه آسا در امری عادی است. خالق ، باز کردن چشمان ما است که ما ممکن است... فراتر از درد ما... فراتر از منظر ما... فراتر از افق. و اجازه دهید ما همیشه به نعمت شما را بر ما اعطا هر قدم از راه باز شود! "

AHO!

برچسب ها : ،

1
اکتبر

افکار سحر در مورد تغییر بار

نوشته شده توسط : VoGE در VoGEisms

به عنوان سحر ما استقبال با آفتاب و هدیه ما را با فرصت های جدید ، بسیاری از قلب خود را با افکار از باران قریب الوقوع تیره و ابر آلود. این یک تغییر بزرگ ، در سراسر جهان است. جوامع در حال گذار دردناک هستند و مانند موش scurrying در اطراف پاها بوفالو ، نیویورک سرگردان ، ما باید گام های خود ما را به دقت برنامه ریزی است. برای برخی ، اگر نه بیشتر ، این خواهد بود فصل ایثار و تغییر در راه است که فراتر از تصور در حال حاضر ما هستند.

برای من ، امروز به عنوان روز درونگرا آغاز شد. سحر من دعا جستجو در افق ، تماشا و گوش دادن برای نشانه. طبیعت همیشه درس اگر ما تنها توجه! آسمان پوشیده از ابر بود ، بنابراین جستجو برای یک پیام در آفتاب بیهوده بود... حشرات صدا خاموش و دور. حتی علف به نظر می رسید بیش از حد ترسو به شبنم.

فقط در مورد آن به بعد ، نشانه ای به من در قالب یک پشه کوچک آمد... من او را تماشا را که او در بالای پوست سیر معطر من برای تقریبا یک دقیقه hovered ، متزلزل و مردد ، سپس نشست مصمم و شروع به نوشیدن با خود میلرزد که اگر گفت : "صرف نظر از چگونگی آن طعم ، من را مجبور به انجام آنچه که من را مجبور به انجام است."

من قبول می کنم. همه ما باید انجام آنچه ما باید انجام دهید. که چرا من کشته شده است که پشه ، که مانند یک جنگجو با افتخار درگذشت.

از چیزهای کوچک گاهی اوقات پیام های بزرگ آمده است.

خالق ، باز کردن چشمان ما است که ما ممکن است ببینید

AHO!

برچسب ها سحر اقتصاد معنویت ها