من تا به حال یک مکالمه فوق العاده با یک خانم جوان که مدیریت یکی از رستوران های محلی مورد علاقه من است. از طریق حمایت های مکرر ما او را بشناسند خانواده ام. در گفتگوی ما او ذکر شده که او با کودکان تحت تأثیر قرار گرفته بود. (دو پسر، 18 سال و 20)، به خصوص بلوغ و هوش خود را. من، البته، او را به یک قاضی عالی از شخصیت.
او سپس به من گفت که کمی در مورد فرزندان خود او، دو پسر جوان تنها فراتر از کودک نو پا، هود، و گفت که او خواهد بود سپاسگزار از هر گونه مشاوره در مورد بالا بردن آنها را به درستی. ما عوض چند داستان پدر و مادر و انجام یک کار خوب از هر لبخند دیگر. سپس، من ترک، من در اطراف با الهام ناگهانی تبدیل شده و به او یک قطعه از توصیه های جهانی من تا به حال. چیزی که تقریبا تمام چالش هایی که ما در این زندگی روبرو می شوند. کوتاه و به نقطه است:
هر وضعیت متفاوت است، اما اگر شما همیشه از قلب خود را عمل می کنند بدترین شما می توانید به دلایل حق اشتباه است.
آن است که وجود دارد، بسیار ساده و در عین حال پس همه جانبه است. این مفهوم یک کلید اصلی را به خود زندگی و چگونه آن را زندگی می کنند به طور کامل و بدون در نظر گرفتن سیستم باور (یا فقدان یک). آنچه در آن است، بهانه ای برای ضربه باشد، خود محور و لذت بردن است. کاملا برعکس. قلب ابزار ارزشمند ترین ذهن ما را به عادت گوش دادن به آن است.
اگر کسی واقعا با استفاده از قلب خود را به عنوان یک قطب نما بیشتر از سردرگمی زندگی دور می افتد. این وضعیت خود را ساده، روشن و ذهن شما را و نشان می دهد آنچه واقعا مهم برای توسعه روح خود را. و بهترین از همه، آن را در واقع می تواند نگرانی و شک، تبعید، زیرا قلب پورتال است که از طریق آن ما را به چیزی که از خودمان بزرگتر است متصل است. مهم نیست که چه چیزی شما مفهوم که "چیزی بیشتر" باشد، اما این بسیار حیاتی است به رشد خود را که شما با آن ارتباط برقرار است.
آیا این شگفت انگیز نیست که یکی از گفتگو های گاه به گاه می تواند بینش است که شما برای یک عمر هدایت را نشان دهد؟ این که چگونه زندگی نسخهها کار میکند اگر شما در حال گوش دادن است.
هدیه من برای شما در این فصل می آید در دو طعم است. اولین ویدیو موسیقی است که می گوید افسانه اتریش در مورد منشاء از شمع کریسمس است. این داستان فوق العاده، heartwarming که برای اولین بار با MP3.com به عنوان بخشی از ویژه کریسمس در سال 2001 به اشتراک گذاشته شده است، و در حال حاضر اینجا باز هم برای شما امروز.
هدیه دوم یک فایل MP3 از موسیقی من ویدیو فوق است. نسخه فلوت بومی شب ساکت و آروم.
من نمی توانستم مقاومت در برابر به اشتراک گذاری این داستان فوق العاده است.
امیدوارم از آن لذت ببرید شما بیش از حد!
... VoGE
زندگی زیر آب در تالاب زنبق مستعمره اشکالات آب بود. آنها دوست بزرگ بود و همه زندگی می کردند با خوشحالی با هم، اما هر چند وقت یکی از آنها خود را به یک ساقه زنبق و راه خود را به نور خورشید، هرگز دیده می شود.
مشکلات را در آب و گو با دیگران گفت که او متوجه شده بود و اغلب تعجب بود که چرا این اتفاق افتاد و آنچه در طرف دیگر آب بود و مهمتر از آن، چرا که هیچ یک از دیگران به توضیح برگشته بود. همه اشکالات وعده که اگر آنها به ساقه آنها را دوباره و بگو آنها چه کرده بود دیده می شود.
خوب، یک روز، اشکال که این پیشنهاد را مطرح کرده بود، خود را بر روی ساقه گیر. او راه خود را ساخته و از طریق آب به سطح، شکستن از طریق او خود را بر روی پد بزرگ زنبق. چیزهایی که به طور چشمگیری تغییر کرده است - او در حال حاضر تنفس هوا و او می خواهم بال و بعد فورا رفت واز! ناگهان او را در فلش در زمان، افزایش را از طریق هوا. با شکوه بود!
او فکر کرد که: فقط پس از آن، او به خاطر به قول خود، "من باید به عقب برگردید و به دیگران". بنابراین با توجه به آن که او پرواز کرد به سطح آب، اما بسیار به تعجب مشاهده کرد که او می تواند از طریق را به دوستان خود زیر است.
پس از تلاشهای فراوان، او تصمیم به ترک این فکر و امید که همه دوستان خود می دانم که او تلاش برای حفظ وعده خود را. او به خورشید دانستن است که همه آنها مجددا ملاقات، روزی، وقتی که آنها سنجاقک بود پرواز کرد.
من دو پسر، هر دو آنها مردان جوان خوب در اواخر نوجوانی خود را دارند. من به دلایل بسیاری به افتخار آنها را هر دو. آنها جنگجویان در قلب را با ذهن قوی، بدن، و روح است. خون از میراث فرهنگی خود روشن می سوزاند در هر دوی آنها. آنها ذهن بسیار خوبی با فرصت های بورس و معدل آن را اثبات کند. همه این کارها مشترک، با این حال، آنها نه می تواند متفاوت تر از دیگری.
هر دوی آنها قوی است، با تعیین می خواست برای اثبات این حقیقت که آنها این را میدانند، اما با روش های بسیار متفاوت از بیان آن را بین آنها است. در حالی که جوان همواره به عنوان "مشاوره حکیم" از پدرش عاقلانه قدیمی که زندگی نیاز به انعکاس، برادر بزرگترش بسیار کلمات پیر مرد جهان منسوخ شده و بی ربط به این "دنیای جدید" که در آن ما خود را.
با این حال، با وجود تمام این متغیرها در روش، آنها هر دو بسیار شبیه به من در راه های بسیاری است که آن را شگفت زده و باعث ترس مادر خود را به طور مکرر. من همیشه فرزندان من به ارواح منحصر به فرد در سخنان جبران خلیل جبران، فرزندان شما را از طریق شما می آیند، نه از شما. "در نظر گرفته، و من مورد نظر هرگز ساخت آنها را در تصویر خود من است. این چیز خوبی است، زیرا این دو دلار جوان خود را بسیار خود را تا به حال - بسیار قوی - شخصیت از نفس خود. من می دانم. من آنجا بودم.
این تصاویر از دوران کودکی خود را در می آیند جاری شدن سیل در این سپیده دم را به من که من به این واقعیت جدید تنظیم است که خانواده ما با پشت سر تکان دهنده آغاز شده است. شب گذشته، در حدود نیمه شب، پسر بزرگ بسته بندی شده کوله پشتی و به شب بدون یک کلمه به سمت چپ ...