من دو پسر
من دو پسر ، هر دو آنها مردان جوان خوب در اواخر نوجوانی خود را دارند. من به دلایل بسیاری به افتخار آنها را هر دو. رزمندگان در قلب با ذهن ، بدن و روح قوی هستند. خون از میراث فرهنگی خود روشن می سوزاند در هر دوی آنها. آنها ذهن بسیار خوبی با فرصت های بورس و به طور متوسط نقطه درجه به آن را اثبات کند. همه این کارها مشترک ، با این حال ، آنها نه می تواند یکی از متفاوت تر از دیگری.
هر دوی آنها قوی با عزم اراده برای اثبات این حقیقت که آنها آن را می دانم ، اما با روش های بسیار متفاوت از ابراز آن را بین آنها است. در حالی که جوان همواره در نظر گرفته "مشاوره سیج" را از پدر فرهیخته اش که زندگی نیاز به انعکاس ، برادر بزرگترش تقریبا کلمات پیر مرد جهان منسوخ شده و بی ربط به این "دنیای جدید" که در آن ما خودمان.
با این حال ، علی رغم تمام این متغیرها در روش ، آنها هر دو بسیار مثل من در راه های بسیاری است که آن را متعجب ساخت (و سبب ایجاد وحشت در) مادر خود را بر یک مبنای مکرر. من همواره در نظر گرفته فرزندان من به ارواح منحصر به فرد (در کلام خلیل جبران ، "فرزندان شما را از طریق شما می آیند ، از شما نیست.") ، و من مورد نظر هرگز آنها را در تصویر خود من است. این چیز خوبی است بیش از حد ، زیرا این دو میلواکی جوان بسیار خود را به حال -- بسیار قوی -- شخصیت از نفس خود! من می دانم. من آنجا بودم.
این تصاویر از دوران کودکی خود می آیند ، جاری شدن سیل در من این سپیده دم که من به این واقعیت جدید تنظیم که خانواده ما با پشت سر تکان دهنده آغاز شده است. شب گذشته ، در حدود نیمه شب ، پسر بزرگ بسته بندی شده کوله پشتی و به شب بدون یک کلمه...
بیش از فقط یک تف
این صفحه در سابقه خانوادگی ما بسیار نامطمئن و مطمئنا غمگین است. به عنوان یک بیت از خاتوله خواهر و برادر معمولی تشدید را به مرحله نهایی مسابقات بزرگ دستکاری تا حد زیادی توسط چه آغاز شد
برادر بزرگتر. در برخی از نقطه شوخی و prodding جدی ، ترسناک و مخرب شد. من نظم و انضباط های اعتباری خود را به عنوان هنرمندان رزمی که نه صدمه دیده است ، اما در پایان آن ، اموال و آسیب دیده بود و از همه مهمتر ، خطوط که می توان به راحتی نمی عبور uncrossed شد.
در نشست خانواده که در پی وجود دارد پوزش قلبی از یکی است ، اما از سرپیچی دیگر فقط ثابت و منفی است. این ، تصمیم گرفته شد با اکراه ، که خانواده یک نقطه عطف رسیده بود. ما دیگر تحمل این ترتیب. در کوتاه مدت ، زمان برای ما پسر بزرگ به ترک خانواده و ایجاد راه خود آمده بودند.
شما فقط dimly طوفان می توانید تصور کنید که به دنبال. در ارامش گاه به گاه بین recriminations خشم خود را (و سرخوردگی گریان مادرش) او را به خوبی آرزو و پیشنهاد برای کمک به در گذار (او در کالج ها و نیروی هوایی ROTC است). اما ما نیز به او دستور داد ، بدون تردید ، به کلید خود را تبدیل به خانه و مقدمات آن را فراهم و فوری تسلیم دیگر پس از یک خواب خوب شب.
او تصمیم گرفت به جای به سادگی ناپدید می شوند. ما فقط می توانیم که او یک دوست به او را در شب امید ، اما هیچ خودرو استقبال از او را در کنار جدول ملاقات کرد. او که خیابان تاریک راه می رفت ، به تنهایی.
بنابراین ما در انتظار چه چیزی در کنار
پسر من ، من را نداشته باشند ، انتخاب این مسیر برای شما ، بلکه آن است که نه جای من به مسیر خود را انتخاب کنید. با شما است. من امیدوارم که هر چه شما در جستجوی شما در ذهن ، بدن و روح و روان قوی تر می کند. من امیدوارم که شما به معنای واقعی از آنچه در آن به معنی یک انسان در دنیای جدید خود را پیدا.
من هم امیدوارم که شما روزی به این واقعیت پی که خانواده شما را دوست دارد ، حتی زمانی که هیچ نه "با شما محلق شده" را در هر فکر و عقیده است. هنگامی که تحمل خود را برای تفاوت در دیگران رشد می کند که شامل خانواده خود را ، و سپس شما واقعا درک خواهد کرد. سپس شما ارسال خواهد شد به عنوان خوش آمد به عنوان پسر ولخرج!
"خالق ، لطفا به تماشای بیش از این سلحشور جوان او را می سازد راه خود ، گاهی اوقات به ضرر خود او. لطفا او بینش بدهد به خشم جوش در درون او و کمک به او را به زمین این احساسات ، تبدیل آن به انرژی مثبت برای رشد و توسعه خود را.
"به او راهنمای ایمن در این جاده او را انتخاب ، خالق ، و محافظت از او را زمانی که او به آن نیاز دارد ، همانطور که برای من تا چند بار در گذشته انجام می شود زمانی که من ، بیش از حد ، پر از ضربه جوانی و یقین بی پروا بود.
"در نهایت ، خالق ، لطفا به من قدرت به عقب و دور وقتی که من قرار است به من بدهید. اگر سایه من چه چیزی مسدود کردن پسر من است ، سپس او را به محل خود را در مقابل نور خورشید منجر شود! "
AHO!
... VoGE






















4 نظر تا کنون
ترک یک پاسخ